على ربانى گلپايگانى

70

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

درخت ، گرمى ، سردى ، طول ، عرض ، و مانند آن ، هريك غير از ديگرى است ، مفهوم وجود نيز با همه مفاهيم ماهوى مغايرت دارد . و اين تفسير و توضيح در واقع دفع يك شبهه است و آن اينكه در فصل آينده ثابت خواهد شد كه وجود اصيل است و ماهيت مفهومى است اعتبارى كه در حقيقت عارض بر وجود است ، با آنكه در اين فصل مىگوئيم وجود عارض ماهيت است ، و اين دو مطلب با يكديگر منافات دارند . پاسخ اين است كه بحث آينده مربوط به واقعيت وجود است ، ولى اين بحث راجع به مفهوم وجود مىباشد ، و عروض ذهنى وجود بر ماهيت با عروض خارجى ماهيت بر وجود هيچ‌گونه منافاتى ندارد . اشكال ديگر اينكه وجود و ماهيت به لحاظ واقع و خارج يك چيز مىباشند و متحدند ، بنابراين چگونه مىگوئيم وجود زائد بر ماهيت است ؟ پاسخ اين است كه اين زيادت مربوط به مفهوم وجود و ظرف ذهن است ، و اتحاد و عينيت مربوط به واقعيت خارجى است ، و به گفته حكيم سبزوارى ( ره ) : « ان الوجود عارض المهية * تصورا و اتحدا هوية » دلايل زياديى وجود بر ماهيت اين مسأله نيز از بديهيات است ، و اگر درست تصور شود ، در تصديق آن جاى هيچ‌گونه تأملى نيست ، زيرا همان‌گونه كه اشاره شد ، مقصود از زيادى وجود بر ماهيت اين است كه آنچه از لفظ وجود فهميده مىشود ، غير از آن چيزى است كه از لفظ انسان ، كبوتر ، درخت ، آسمان ، ستاره ، و . . . فهميده مىشود ، آرى آنان كه وجود را مشترك لفظى مىدانند ، در اين مسأله نيز بايد قائل به عدم زيادى وجود بر ماهيت شوند ، زيرا از نظر آنان معناى وجود در هرمصداق و ماهيتى ، عين همان ماهيت است ، ولى نادرستى اين نظريه در فصل قبل بيان گرديد ، ولى باوجود بديهى بودن اين مسأله ، دلايلى نيز بر آن اقامه شده است : 1 - صحت سلب وجود از ماهيت : شكى نيست كه هيچ معنايى را از خودش